تبلیغات
جو زده - شک و توهم

شک و توهم

یکشنبه 17 مرداد 1389

نویسنده: معین امیری | طبقه بندی:شعر، 


نگاه که میکنم به روزهای پیشینم

به غیر شک و توهم در آن نمیبینم


که آن چه شد نشده آنچه بود دیگر نیست

و هر چه میشود از این به بعد بی معنیست


در این عبور زمان چون عروسکی  ساکن

اسیر دست هزار آرزوی  نا ممکن


اگر و شاید و اما و کاش میشد ها

و آن چه هست و تصور پر از تفاوت ها


گمان و شک و یقین در پس حقیقت و وهم

میان حس درهمی از ترس و شهوت و شرم


گمان کنی که به خوابی ولی تو بیداری

یقین کنی که از همه ی زمانه بیزاری


و در یقین که ز عمق حضور لبریزی

به چهره با عرقی سرد  ز خواب برخیزی


چو کودکی که جهان را ز شانس میخواهد

ولی همیشه جایزه ی بسته پوچ می آید


بدون اختیار فقط شاهد حقارت خود

به جای بسته و زندانی از اسارت خود


شبیه مستندی که زمان پخشش بود

و یک نفر که فقط در مسیر نقشش بود

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : معین امیری

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • معین امیری

    (38)

  • ← کتابی که می خوانم

    جاودانگی از میلان کوندرا

     

  • تاریخ فلسفه غرب از برتراند راسل

     

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :