تبلیغات
جو زده - عا شورا دوباره آمد و رفت

عا شورا دوباره آمد و رفت

جمعه 26 آذر 1389

نویسنده: معین امیری | طبقه بندی:شعر، 

عا شورا دوباره آمد و رفت

با همان رسم های مرسومش

با همان روضه های غمگینش

با همان نوحه های منظومش

چشم های همیشه پر اشکش

چهره های همیشه مغمومش

دست های بریده ، مشک پر آب

شرح لب تشنگان مظلومش

خیمه های در آتش افتاده

                        شمر و ابن الزیاد محکومش

شربتش ، نزری اش ، غذاهایش

شیر های همیشه مسمومش!!!

 

عاشورا دوباره آمد و ما

طبل زن پشت طبل یاماها

یا که زنجیر زن به یک دسته

یا که سینه زنی که پیوسته

میزند بر سر و به سینه ی خود

نیست اصلا ولی خودش خسته

یا تماشاچی و نظاره گریم

یا به خانه نشسته بیخبریم

روز شادیست گر چه غمگین است

درک این جمله نیز سنگین است

یعنی هر چند در عزا هستیم

باز لوتی و با صفا هستیم

همه در کوچه و خیابانیم

تا بگوییم جمله انسانیم

گر چه جمعی برای شام و غذا

پر حرارت ترند وقت عزا

یا که جمعی به علتی مجهول

با روش های زشت و نا معقول

لخت ، ضربه ، جراحت بدنی

وحشیانه میان سینه زنی

دوبس دوبس صدای مداحی

خطبه خوانی بدون آگاهی

عده ای سود بین کاسبکار

که محرم دکانشان این بار

چند رو و دروغ پیشه و شر

اهل کوفه در هیبتی بهتر

 غافلند از پیام عاشورا

که به گوش جهان رساند این را:

هر مکان ظلم هست کرب و بلاست

کل ایام ظلم عاشوراست

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : معین امیری

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • معین امیری

    (38)

  • ← کتابی که می خوانم

    جاودانگی از میلان کوندرا

     

  • تاریخ فلسفه غرب از برتراند راسل

     

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :