تبلیغات
جو زده - طعم شیرینی سیب

طعم شیرینی سیب

جمعه 3 دی 1389

نویسنده: معین امیری | طبقه بندی:درد و دل، شعر، 

شرح حجران همانی که نبود

مرغ باغ ملکوت

حجرتش علت معلوم نداشت

جرم محکوم نداشت

هوس سیب اگر کرد پرید

بی خبر آن را چید

چه خبر داشت که تو می رنجی

بعد آمد به جهان شعر نوشت

که چرا باغچه ی خانه ی ما سیب نداشت

و پدر شاخه ی سیبی آورد

در دل باغچه کاشت

و تو اصرار که این میوه ی ممنوعه ی توست

مرغ تو یک پا داشت

غافل از این که مرا بوی درختت میبرد

تا شمیمش به مشامم میخورد

اولش ترسیدم

بعد اما رفتم دست بردم آرام

سیب سرخی چیدم

سیب را گاز زدم

به چه بویی به به ، به چه طعمی به به

خوردمش با شادی

سیب را بلعیدم

دهنم پر شد از

مزه ی آزادی

تو ولی رنجیدی به تو برخورد انگار

که چرا باز کسی حرف تو را گوش نکرد

بعدِ شیطان شاید

و تو حتما باید

می نمودیش عذاب

چون که دستور تو را گوش نداد

چون غرورت را نیز زیر پایش له  کرد

پس شد آن چیز که شد

تا بیاموزم که ...

 

 

شاخه در باغچه مان

شد درختی پر بار

و من اینجا این بار

سرخوش از بوی درخت

مست از سرخی سیب

بی هراس و تشویش

گر چه بسیار گرفتی از من

مرغ باغ ملکوت

که همان نیز نبود

ولی یک چیز به من پس دادی

طعم شیرینی سیب

 

مزه ی آزادی

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : معین امیری

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • معین امیری

    (38)

  • ← کتابی که می خوانم

    جاودانگی از میلان کوندرا

     

  • تاریخ فلسفه غرب از برتراند راسل

     

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :