تبلیغات
جو زده - خسته از یک نگاه کافکایی

خسته از یک نگاه کافکایی

یکشنبه 19 دی 1389

نویسنده: معین امیری | طبقه بندی:شعر، 

1

خسته از یک نگاه کافکایی

بینِ افکارِ بسته یِ رادیکال

انسجامی مضاعف  و ملی

تویِ خواب و توهم از هرسال

شادی و عشق و شور و آزادی

گریه و خون و چندش و اسهال

شرحِ دین از دو چشمِ شهوتیش

صحبت ِ فلسفیِ یک بقال

هورمونِ خنده و ژنِ گریه

غده هایِ درونیِ فعال

ابروانِ تو را که رسم نشد

ضربه ی گچ ، معلمم: حمااااااااال!!!!

شرم پشت پیامک متنی

بوق هایِ جماعتی اِشغال

منزجر از جهانِ پنبه ایت

یک پک از لایت میزنم فی الحال


2

و گفت حضرت حق تا که سخت گریه کنی

شبیه این همه برگشته بخت گریه کنی

دوباره عاشق آن چهره ی نبوده شوی

دوباره تکیه زنی بر درخت ، گریه کنی

به آسمان به جهان به دروغ مصلحتیش

به دست طالع و تقدیر و بخت گریه کنی

تمام طول شبت با پتو و بالش و سقف

برای پوچیت همپای تخت گریه کنی

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : معین امیری

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • معین امیری

    (38)

  • ← کتابی که می خوانم

    جاودانگی از میلان کوندرا

     

  • تاریخ فلسفه غرب از برتراند راسل

     

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :