تبلیغات
جو زده - نقدی بر رمان از طرف او نوشته آلبا دسس پدس

نقدی بر رمان از طرف او نوشته آلبا دسس پدس

سه شنبه 19 آبان 1388

نویسنده: معین امیری | طبقه بندی:تحلیل، مقاله، 

در ابتدا باید اعتراف کنم که خواندن چنین کتابی برای من که شرایطی کاملا متفاوت با حالات شخصیت کتاب و تفکراتی بعید از تفکرات نویسنده داشتم کمی سخت بود اما این نکته غیر فابل کتمان است که این کتاب یکی از بهترین رمان ها در زمینه موضوعی خود بوده است.

رمان داستان دختری به نام الکساندرا را روایت میکند که در جستجوی عشق تمام عمر سرگردان است و در پی کشف عشق که آن را وسیله ای برای رضایت خود در زندگی می داند در برزخی به سر میبرد که قبل از او مادرش نیز آن را تجربه کرده بود.


محیط رمان محیطی است سیاه سفید و بی روح دنیایی است از عشق های موقت و معشوقه ها و عاشق هایش و ازدواج که مهر باطلی است بر این عشق ها و ورود به چرخه تکرار و روز مرگی. پدر نمادی است از جامعه و مادر نمادی از عشق و مادر بزرگ نماد روشنی از واقعیات و فرانچسکو مثالی از پیروزی واقعیات یک جامعه و مغلوب شدن عشق و عشق اکسیری است دست نیافتنی که الکساندرا تمام اعتقادات خود را بر سرش قمار میکند و هر شب از پس نم اشک های چشم هایش در پشت دیوارهای بلند شانه های فرانچسکو خود را سگی آواره میبیند که با چشمانی ملتمس لقمه ای عشق طلب میکند و آن لحظه است که به قولش به مادربزرگ میاندیشد که اگر موفق نشدی چه آن موقع چه میکنی؟پس پی میبرد که قمار را باخته است. ناچار مجبور به پاک کردن یکی از طرفین صورت مسئله میشود.رمان که پر است از اندیشه های فیمینیستی تاکید ویژه ای روی پدیده روز مرگی مردمی دارد که زندگی را در یک دور تکرار کسالت بار هر روز و هر روز پیش میبرند و جز رنج و سختی و مشقت نه چیزی بیشتر به دست می آورند و نه بدنبال چیزی بیشتر میگردند و این امر به جایی میرسد که ایده آل ها را در همین طی کردن دور ها میبینند و هر عقیده مخالف را چیزی عجیب و غیر متعارف میشناسند حال این که الکساندرا از جنس این مردم نیست. او به دنبال چیزیست جاویدان در این دور های تکرار شونده و در پی آن با بسیاری از قوانین نا نوشته جامعه خود میجنگد اما در کمال ناباوری در میابد که آن چیزی که او به دنبال آن است چیزی ورای این دنیای مادی است و جستجو کردن آن در عالم واقعیات کاری عبث بوده پس باید آن را در توهمات جستجو کرد و یا در مرگ.

چیزی که در این رمان بسیار جلب توجه میکند سایه افکار فمینیستی خانوم سس پدس است که در هر نقطه از داستان زبان به تمجید جنس زن میگشاید و جنس مرد را جنسی بی احساس و عاری از عشق واقعی قلمداد میکند. نبض جوامع را به دست زنان نشان میدهد که سرآغاز وجود انسان ها هستند و وظیفه تربیت یک جامعه را بر دوش میکشد و مردان را موجودات حقیری توصیف میکند که به جز پول و شکم و قدرت و شهرت به چیز دیگری نمی اندیشند.




نکته قابل توجه دیگر تضاد احساسات لطیف یک زن با پدیده ای مانند جنگ است جنگی که هیچ کس نمیداند برای چیست و حتی برای کیست اما مفهومی جز مرگ و خون و غم برای آنها ندارد و نماینده اش تنها صدای گوشخراشی است که هر روز از رادیو پخش میشود و روح ها را می ساید اما همه ناچارا هر روز و هر روز به آن گوش می سپارند.

الکساندرا که همیشه خود را اسیر روح برادرش میبیند که سال ها پیش در رودخانه غرق شده از کودکی در دامان مادری بزرگ میشود که به او احساسات را می آموزد و او را با اعماق درون خویش آشنا میسازد شاید به همین دلیل است که الکساندرا هیچ وقت قربانی شدن عشق را بر نمیتابد چه بخواهد در مورد دختری احساساتی باشد که توسط یک همکلاسی هدف یک شوخی عشقی قرار گرفته باشد و یا مرغانی که از یک خروس آزار دیده باشند و یا حتی خودش و آن زمان است که ترجیح میدهد کسی قربانی شود تا عشقی.

    

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : معین امیری

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • معین امیری

    (38)

  • ← کتابی که می خوانم

    جاودانگی از میلان کوندرا

     

  • تاریخ فلسفه غرب از برتراند راسل

     

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :