تبلیغات
جو زده - از عشق که بمب اتم شد در سیاهی

از عشق که بمب اتم شد در سیاهی

شنبه 2 اردیبهشت 1391

نویسنده: معین امیری | طبقه بندی:شعر، 

دود سیگار را که بیرون داد دلم سوخت... شاید بیشتر برای خودم

دود سیگار چرخید و چرخید و در سیاهی بینهایت شب گم شد

گلوی من مثل همیشه از طعمِ سیگار تلخ شده بود. لبخندی تحویلش دادم. کم کم داشت لبخند به لب گریه ام میگرفت. دلم میسوخت... شاید بیشتر برای خودم 

 

از عشق که بمب اتم شد در سیاهی

تا دود سیگارت که گم شد در سیاهی

 

امشب قمر از عقربِ من دلبری کرد

آتش  ، زد و سیگار را خاکستری کرد

 

تاریک بود و بوی دریا بود و ماهی

و دودِ سیگارت معلق در سیاهی

 

دیوانه ها مثل من امشب ترس دارند

آری... قمر ها هم از عقرب ترس دارند

 

باید که  فندک بویی از آتش نمی برد

چشمم به دود پنبه ای ماتش نمی برد

 

دنیای من هر روز جورِ دیگری بود

هر روز درگیرِ غمِ مبهم تری بود

 

شک بود و تنهایی و تردید و دوراهی

بیهودگی ، پوچی ، توهم ، بی پناهی

 

یک زندگی ِ بی نظیرِ پوچ تا شب

گردش به دورِ یک مسیرِ پوچ تا شب

 

فندک صدایی کرد و آتش شعله ور شد

در تلّ ِ هیزم ها سیاوش شعله ور شد

 

سهم سفیدی ها سیاهی بود و پوچی

تنها گناهت بی گناهی بود و پوچی

 

و دود در چنگالِ شب بی رنگ می شد

کم کم دلم بی هیچ علت تنگ می شد

 

دلگیر بود و سینه اش میسوخت از درد

مردی که بر احکامِ شب ایمان نیاورد

 

مردی که در پوچی دم از آینده سر داد

مردی که هق هق بود اما خنده سر داد

 

عالم حصاری بود و ما زندانیانش

دنیا جهنم بود و ما هم بانیانش

 

دیوار هایِ شهر ما تا آسمان رفت

خیر و خوشی از صفحه هایِ داستان رفت

 

از صبح دنبال دو لقمه نان نمی بود

انسان اگر گرگِ همین انسان نمی بود

 

نفرت نمی چرخید و بر باور نمی خورد

و دوستی از دوستش خنجر نمی خورد

 

دیگر کسی اظهارِ بیزاری نمی کرد

در پشت لبخندش کسی زاری نمی کرد

 

مانند رویای خوشِ یک آرزو رفت ...

انسان درونِ منجلابِ خود فرو رفت

 

دنیا شکست و وحشت و سرخوردگی شد

سهمِ بشر از زندگی افسردگی شد

 

ای وای اشعارم شعاری شد دوباره

آن جور که دوسش نداری شد دوباره

 

سیگارِ بی جان ،  مُرد و بر خاکستر افتاد

نقشِ نگارِ یار روی ساغر افتاد

 

دنیا تمامش مهر شد ، تردید ها رفت

عشق از خودش بیگانه شد در بستر افتاد

 

اما تمام قصه ها زیبا نبودند

روزی که احساسات با منطق در افتاد

 

آن روز احساسات رفت و گشنگی ماند

سودای نان بر شانه ی نان آور افتاد

 

نان سازی و نان آوری سهم پدر شد

فرزند سازی روی دوش مادر افتاد

 

این اتفاقِ نسل های قبلِ ما بود

که سال ها از مهر تا شهریور افتاد

 

دور و برم چرخید و در خود جابه جا شد

ناگه جهان بر ساحل بابلسر افتاد

 

تاریک بود و بویِ دریا بود و ماهی

و دود سیگارت معلق در سیاهی

 

از گنگی ام شک در سرت دلواپسی کرد

چشمان من را چشم هایت وارسی کرد

 

افتاد حسِ مبهمم  یک آن به چنگت

و محو شد در عمقِ چشمانِ قشنگت

 

از دود سیگارت که گم شد در سیاهی

و عشق که بمب اتم شد در سیاهی...

 


کتاب هایی که قصد خریدشان را در نمایشگاه امسال دارم:

شاید با این وضع نشر همان بهتر باشد که فعلا اصلا کتاب چاپی نخوانیم یا حداقل برویم همان کتاب های چاپ قدیم و کلاسیک را مرور کنیم تا اوضاع از این بلبشو رهایی پیدا کند.

 اصلا نمایشگاه کتاب رفتن در این چند ساله ی اخیر طبق تجربه ی شخصی خودم کاملا عبث و بیهوده است البته برای عده ای که به دنبال کتاب های خواص عسل و رنگ آمیزی و مجموعه جک و اس ام اس و کلمات قصار و دیوان های سانسور شده  ی اشعار و رمان های بی سرو ته و با سرو ته( که با ممیزی رسما بی سر و ته شده اند) هستند میتواند جای مناسبی برای وقت تلف کردن باشد اما برای قشر کتاب دوست مفت هم نمی ارزد(البته نظر شخصی خودم بود)

اصلا کتاب چاپی در این عصر تکنولوژی فقط به هدر دادن سرمایه های ملی پای چوب و کاغذ و چسب و رنگ و جوهر بوده  و با ورود تبلت های پیشرفته و ایبوک ریدر های جدید فقط یک اصرار مسخره بر یک قالب پوسیده است. دیگر گذشت زمانی که یک کتاب بی رنگ و رو با چاپی سنگی و وزنی عجیب غریب دست به دست میگشت و عاشقان کتاب و کتاب خوانی را تغذیه میکرد.

مخصوصا در دیار و مرز پر گهر ما که کتاب های خوب را با ترجمه های من در آوردی و سانسور های بیمار گونه به گند میکشند و کتاب های دری وری و بی سرو ته خود را روز و شب از 12000 رسانه و تریبون توی مغز ملت کتاب گریز میچپانند.

اما من خودم اگر کتاب بخرم معمولا کتاب شعر میخرم.

اولین کتابی که امسال به نظر من ارزش خریدن دارد کتاب "دیو در من ، فرشته در من" از دوست و شاعر بزرگ آقای علی اکبر یاغی تبار است. اشعار صریح گزنده بدون سانسور(به خاطر نوع نشر) و عمیق این مجموعه معیارهای با ارزش بودن  این اثر هستند. امیدوارم این اثر همچون مجموعه "جوانمرگ نامه" این شاعر بد چاپ نباشد و علیرغم نوع انتشارش خوب بفروشد.



 دومین کتاب ، کتابِ "پرنده کوچولو نه پرنده بود نه کوچولو" از دکتر مهدی موسوی عزیز است که اگر چه باید به نمایشگاه سال قبل میرسید دچار مشکلاتی از جانب برادران فضول و "دخالت در هر زمینه بکن" این مرز پر گهر شد و امسال نمیدانم به چه ترفندی قرار است به فروش برسد. البته نسخه الکترونیکی این اثر در اینترنت به طور رایگان و با رضایت شاعر پخش شده اما من حداقل برای حمایت از شاعر حاضرم  این مجموعه واقعا ارزشمند را خریداری کنم گر چه به خرید کتاب "حتی پلاک خانه را" از این همین شاعر هیچ تمایلی ندارم.

 

 

رحیم رسولی را هم از سال ها پیش میشناسم. طنز های قوی و ادبیات پرمایه ی او را دوست دارم و اگر چه از نحوه ی خرید کتاب او نیز با نام "دارکوبیسم" بیخبرم اما خیلی به تهیه مجموعه ی چاپی آقای رسولی علاقه مندم.



و باز هم شعر:


یه برقِ مجهولی توی نگاته

که آدم و میبره آب میکنه

یه حس گرمی داره با تو بودن

که قلبِ سنگیمو خراب میکنه

 

من وقتی دارمت کنارم ، خوشم

غصه ها انگار از تو وحشت دارن

دستای من دستاتو میپرستن

به گرامای وجودت عادت دارن

 

تو یه پری هستی که توی قلبم

از میونِ قصه های دور میاد

رقص قشنگت منو مست میکنه

وقتی صدای شور و ماهور میاد

 

وقتی میرقصی همه چی وا میسته

دنیا داره انگار نگات میکنه

یه چیزِ آسمونی تو رقصته

که آروم از زمین جدات میکنه

 

حسه منه یا یه خیاله پوچه

فرقی نمیکنه ، تو بینظیری

تو یه پریِ واقعا خوشگلی

که توی دست دیوِ شب اسیری

 

دیوی که از توی کتابا اومد

یه شبه هر چی خوبی بود و دزدید

خونه ی اسباب بازی رو آتیش زد

هر چی که اسبِ چوبی بود و دزدید

 

دیگه نذاشت خیال کنیم که اینجا

جای قشنگی برا خندیدنه

یه دنیای عجیب برای ما ساخت

که همه جاش از سنگ و از آهنه

 

 

یه دنیای پر از بدی و زشتی

یه دنیا که از قانوناش بیزارم

یه دنیا که بدم میاد همیشه

پامو توی خیابوناش بزارم

 

اما تو مثل برف سفید و پاکی

دیو نمیتونه با تو در بیفته

شیشه ی عمره دیوِ شب رو بشکن

کی گفته محکوم به شبیم؟؟؟ کی گفته؟؟

 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : معین امیری

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • معین امیری

    (38)

  • ← کتابی که می خوانم

    جاودانگی از میلان کوندرا

     

  • تاریخ فلسفه غرب از برتراند راسل

     

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :